تبليغاتX
in your arms

in your arms

love is all

پشت سر مرده حرف نزن!

 

نمیدونم چه گیری دادن به مایکل بیچاره که :(( ما نفهمیدیم مرحوم یا مرحومه!!))

مگه کورین که اون عظمت رو...؟

استغفر الله!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:39  توسط maria  | 

profile

 

میرم از درد خماری ننهم لب به شراب

که مبادا چو شوم مست

تو از یاد روی..

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:22  توسط maria  | 

دو روی سکه

 

اکثرهم لا یعقلون.

اکثرهم لا یعقلون؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 10:50  توسط maria  | 

برهنه از هراس و تازه از عشق

 

من که عاشق کشورم قومم و خاکم بودم هیچ وقت تا به این اندازه نگران اونچه که میخواد براش پیش بیاد نبوده ام..

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 13:50  توسط maria  | 

صراط مستقیم*


قصه ی انسان ها نه نزاع بر سر قدرت است و نه عشق!

تنها خشم از خود است برای لذتی که از زندگی نمیبرند..!



+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 18:5  توسط maria  | 

سیاه مشق*


دل قوی دار,

دل قوی دار,

دل قوی دار,

دل قوی دار,

دل قوی دار...



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 19:18  توسط maria  | 

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم..


_ فرقی نمیکند که زمستان یا بهار,

تقویم بی تو هیچ زمانی قشنگ نیست_



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 0:12  توسط maria  | 

خمار مستی*


این می چه حرامیست که عالم همه زان میجوشند..!



+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:25  توسط maria  | 

 

به مستوران مگو اسرار مستی  

                           حدیث جان مپرس از نقش دیوار 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:54  توسط maria  | 

با صدای داریوش*


شوق شیدایی مرا از من گرفت,

از تو به خود برگشتمو

من تو شدم!



*: تا حالا از داریوش اینقدر خوشم نیومده بود!



+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 14:40  توسط maria  |